

خلاصه برداشت از این پست آزاد است.
فقط جمله آخرش منو کشته که طرف رو یه ساعت هدایت کرده و به قول ماها یک سرویس کامل طرف رفته و برگشته:) بعد برمیگرده میگه من هرچی بگیری قبول دارم!!! آخه قربون شما بشم من! این بنده خدا که ...
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40
پیرمرد فارغ از هیاهوی دنیای ما نشسته بود زیر طاق میدان امیرچخماق و همه چیز را به کتف خویش حواله میداد. میخواستم بروم کنارش عکس بگیرم از حواله شدن ترسیدم. حکایت این روزهای ماست. همه چیز را به کتفها
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40


نشسته بودیم وسط کویر. بهم گفت: میدونی همین الان چقدرش از بین انگشتامون لیز خورده و ریخته؟ گفتم چی؟ گفت زندگی رو میگم دیوونه. گفتم هوم. ولی اینا که نمیریزه. گفت خب همین الان نم بارون زد بهشون دیوونه. خندیدم و گفتم نم بارون بزنه به زندگیمون چی؟
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40
روزهای بیحوصله را در شلوغی آدمها و تماشایشان میگذرانم. میروم ونک. موکا، آمریکانو، اسپرسو یا شیرکاکائوی داغ سفارش میدهم و مینشینم روی نیمکتهای روبروی بازار و نگاه میکنم. پسرکها و دخترکهای خیا
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40


کی برای ما آگهی میچسبونه؟
+ نون دال الف: من اون پست رو خوندم و این رفیق قدیمی جواب کامنت من رو هم هنوز نداده. بهش بگو دست بردار از این در وطن خویش غریب...
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40
بچه که بودم با داداشم خیلی دعوام میشد. تو شوخی و جدی کتککاری هم کم نکردیم. چهار سال از من بزرگتر بود و من همیشه کتک میخوردم. یه بار بدجور دعوامون شد. یه مشت زد تو صورتم و هنوز که هنوزه دردش رو حس م
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40


Green Book
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40
دیشب وسط فیلم دیدن یه سکانسی بود که تاب مقاومت رو ازم گرفت و پستش کردم. دارم فیلمای اسکار امسال رو میبینم. درسته. بعد مدتها. دوباره دارم به اصل خودم برمیگردم. هرچند میدونم نمیتونم زیاد تو فضاش بم
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40


نمیدونم چطوری میخوای این پیشنهادت رو جبران کنی غمی. ولی کار سختیه. روز جمعهام خراب شد. غم عالم رو سینهام نشست و دارم هی فکر میکنم و فکر میکنم و فکر میکنم و به جوابی نمیرسم برای این سوال...
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40


کاری که این روزها مدام دارم تکرارش میکنم و به نوعی به لذت جاری در روزهای آخر سالم تبدیل شده. ماجرایی که خیلی وقت پیش در موردش نوشتم و به نظرم باید حداقل سالی چهار بار اون متن رو بخونم.
برچسب: نویسنده: آرمان عباسی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 0:40